در چشمانت چیست که مرا به سوی خود میکشد؟ در گرمی دست هایت چیست که دستهایم انها را می طلبند در ایینه چشمهایم بنگر چه میبینی؟ ایا میبینی که تو را میبیند؟ صدای طپش قلبم را میشنوی که فریاد میزند دوستت دارم دوست ندارم که بگویم دوستت دارم که بدانی دوستت دارم
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 7:21 توسط دهقان |