تبليغاتX
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر...!

 خدايا به من زيستني عطاكن كه در لحظه مرگ ….…………………..

 بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است حسرت نخورم..….....

 و مردني عطاكن كه بر بي ثمري اش سوگوار نباشم…………………..

                                                                        (دکترعلی شریعتی)  

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:38 توسط دهقان |


نامه اي به خدا:

غلام بچه مكتبي جاهل مسلك وساده دل روزي بغض آلود وپريشان حال از استاد پير اجازه گرفت تا بجاي غلط گيري استاداز قرائت سوره هاي نمازاونامه اش را براي هم مكتبي هايش بخواندنامه اي كه به خداي خود نوشته بود و استاد پير با اين تقاضاي جسورانه او موافقت كرد

 

با اظهار غلامي خدمت خداي خودم با اجازت مي خوام كمي وقتت و بگيرم آخه بد جوري دل ناگرونم مي خواستم امروز برم سر سجاده و اونجاباهات حرف بزنم وبگم كه اگه گناهي كردم بذار اون دنيا قصاصمو پس بدمتو اين دنيا ديگه طاقتم طاق شده وحسابي وا دادم و بدجوري كم آوردم

ولي ديدم سر سجاده چون هر روز نمي شينم  غريبي مي كنم ونمي تونم حرفامو راحت بزنم گفتم بزار برات نامه بنويسم آره اينجوري راحت ترم دلم روونتره

 شايدم بتونم دوسه خطي شعر ميونش برات ببافم و دلتو اينجوري بيشتر به دست بيارم هر چند تو خدائي و  حال واحوالت با آدمائي كه دوروبرم هستن خيلي فرق ميكنه

چه كنم ؟؟!  ماهم مجبوريم تو خط خودمون كار كنيم اگه يادت باشه چن دفعه اي جسارت كردم و تو شعرام حرفتو زدم بعضي وقتا يكه زياد گفتم اما راستشو بخواي تته هاش يه سري به دل واموندم زدم و ديدم نه بابا بد جوري خاطرتو مي خوام و از ته دل مريدتم يادمه يه دفعه نوشتم :  زديوار تو كوته تر اگر بود به فكرش بودم راستشم با اينكه ديوار ت از هر ديواري بلندتره  ولي آسونتر از هر ديواري ميشه ازش بالا رفت وسري به كائناتت زد و از اون معرفتت دشتي كرد

آره !  دست رو دلم نزار كه خيلي پره !  راستش تا جواب نامه مو ندي و دستي واسم بالا نكني  روشو ندارم كه سراغ مقربين در گاهت برم و زريشون و بگيرم   آخه خيلي اونارو واسطه كردم و افاقه نكرداگر بازم برم سراغشون روشو ندارن كه بهم بگن : نميشه ضمانتت و كردو به قول ماموراي آگاهي : قرارم اينقده بالاست كه نميشه شكستشوو سند مند گذاشت !

آره اين روزا خيلي دل ناگرونم خيلي آشفته حالم ! 

شبا با ستاره هات رازو نياز ميكنم و از اونا مي پرسم چي مي شد كه يكي از شماها رو داشتم ؟ اون وقت مرد بي ستاره اي نبودم و تو هفت آسمونت  دو ستاره داشتم

اگه پرت وپلا ميگم مال حواس پرتمه واگه بيشتر نمي نويسم مال اينه كه بغض گلومو گرفته ................

 

اين روزا غريبه ها خودي ترن                                    آدمو انگاري بيشتر مي خرن

 

        اين روزا آدما  ماشيني شدن                      قلبا از آهن و فولاد و بس

 عوضش معرفتا چيني شدن

              اين روزا رنگ و وارنگن آدما                                  بي خودي با هم مي جنگن آدما

 

در پايان نامه غلام استاد پير بر خاست دستي به شانه غلام زدو برروي تخته ساه نوشت :

هدف بر قراري رابطه است با پروردگار يكتا

فلسفه درسي از ستونهاي اصلي انسانيت است

فلسفه آموختن گريز از هواي آلوده جنگل است

بچه ها رابطه با پروردگار خود را حفظ كنيد راه آشتي با اور ا باز بگذاريد !

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:16 توسط دهقان |


+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:14 توسط دهقان |


+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:12 توسط دهقان |


 تقدیم کسی که بهترینه برام :                                                   

عزيــز راه دورم بي تو چه سوت و كورم......

بي تو به مفت مي ارزم يه دنيا زير قرضم........

قربونت برم الهي شاپرك سپيدم خورشيد تن طلايي قصيده رهايي

حالا كه حرف دل وراه دلامون يكي شد آسمون پر ستاره شبامون يكي شد

هرچي كه دارم مال تو باقي عمرم مال تو 

شعراي عاشقونه ام اگه نمردم مال تو

توي قمار زندگي هرچيكه باختم پاي من هرچي كه بردم مال تو

قربونت برم الهي عزيز راه دورم حالا كه ما روز وروزگارمون يكي شد

شبهاي مهتابي وشبهاي تارمون يكي شد

روزگاز شبهاي تارش مال من شبهاي مهتابي و صبح سفيدش مال تو

روزگار سردي و ياسش مال من همه سرفرازي وعشق واميدش مال تو

حالا كه عطر نفسهات و برام ارزوني كردي

 بامن نامهربون اين همه مهربوني كردي

زندگي صداي چاچله هاي سبزه زاراش مال تو

غرش و پنجه ببراي درندش مال من

زندگي نم نم بارون عطر شاليزاراش مال تو

آفتاب داغ كويرو تيغ برندش مال من

پرپرواز پرنده هاي عاشق مال تو

چشم جغد و زهر مارهاي كشندش مال من

عزيز راه دورم بي تاو چه سوت وكورم               www.payedarlovem.blogfa.com          

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:0 توسط دهقان |


 

بیاد کسانی که تلخ می نوشند و شیرین سخن می گویند :

 

نه در غربت دلم شاد و نه رویی در وطن دارم

الهی بخت برگردان از این بختی که من دارم

به عشق هر که دل دادم از اول خصم مادرزاد شد

به هر کس مهر ورزیدم عاقبت نامهربانم شد

ز هر جا پا نهادم پای امیدم به تنگ آمد

به هر کشتی نشستم پیش کشتی یک نهنگ آمد

ز هر جا بگذرد طابوت من غوغا به پا خیزد

چه سنگین می رود مرده که از بس آرزو دارد

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 14:3 توسط دهقان |


         توستاره غریبی تو شکوه باورمن              شب عاشقی است یارا بنشین برابر من

   تو چه کرده ای که با تو شده عشق تار و پودم           تو چه کردی که عمریست پی تو در سجودم

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 13:59 توسط دهقان |